دایره

 کجا ؟
به راستی کجا ؟ !
پروانه می خواهد بنشیند بروی دایره .
 
دایره سیاهی چشمهای توست
انتهایش که نه ؟ هرگز ؟ !
ابتدایش هم پیدا نیست .
پس بیهوده فریاد می زنم دوستش دارم
چیزی نمی بینم
چیزی پیدا نیست
دایره لمس سرانگشتان حضوری ست
به وقت سپیده
بیدار باش از رؤیا
به درون
آنجا در باغی مه آلود
به دنبال کسی گشتن
و نیافتن
تنها به سحر آواز پرنده ها دل بستن .
 
دایره قرص ماه است
لغزیده بر آب دریا
ماه بازیگوش
که شبانه قایقرانان پریشان حال
بسویش شتافته اند
بدین امید که صیدی دیگرگونه در انتظار است .
اما چه امید عبثی
به اعماق دریا فرورفتند و باز نیامدند
حقیقت ای آن بالا
لحظه ای در خنده ی خداوند درخشید !
 
پروانه می خواهد بنشیند بروی دایره .
 
دایره حلقه ای ست
گم گشته در حلقه های دیگر
تو در تو
وقتی دست فرو می بری
به هم می خورد
زنجیره از هم می پاشد
ماهی سرخ می گریزد
و نصیبت تنها
سنگریزه های پاکیزه است
بی بو ،  بی طعم
 
دایره مسیر بلندی ست
مسیری از جنس پرواز
بوقت گل دادن آمدن
همیشه
همیشه همین را خواستن
و انسان آخ ! از آرزو لبریز
بی بال و پر .
 
در تاریکی می نشیند برابرت
چشمهایش را نمی بینی و دوستش داری
دستهایش را نمی جویی و می خواهی
 
باد با لحنی عجیب بسراغ کاغذهای روی میز می رود
پرنده های سپید
خسته از سالها یکجا نشستن
در تاریکی اتاق
به پرواز درمی ایند
: چگونه مگر می بینند ؟
صدای مهیبی می گوید روز است !
تنها چراغ خورشید روشن مانده است .
درب اتاق بسته می شود
انگار کسی آزرده خاطر گریخته است .
بوی تنهایی در فضا می پیچد
دایره ای گرد تنت شعله ور می شود
تنت دور خودش می چرخد
می چرخد
می چرخد
 
حالا همه جا روشن است
: چه ویرانه هایی که نمی دیدم !
چه روزگار غم آلودی !
 تیر خلاص را شلیک می کند .
  پروانه آرام و با احتیاط
بر خاکستر نیمسوخته ی دایره می نشیند
و لحظه ای بعد اتاق را به قصد باغچه ای ترک می کند

ته نویس::

حسی که نیست مجبوری به دنبال حس های دیگر بگردی ،از همانهایی که روزگاری گرفتارت کرده بودند و هنوز در افکارت چرخ میزنند،

آه ای یقین گمشده، بازت نمی نهم

اگر این روزها نمیام واقعا حسش رو ندارم نمی دونم چند وقته بدجوری حس وبلاگیم داره تقلیل میره

/ 43 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

به آپ/...

vaji

salam mordab jaan. khosh haalam keh hanooz minevissi. man ham bar migardam va baaz minevissam

حس خاکی

بادبادک که دستم بود،خیالم راحت بود"دنبال چیزی میدوم که میبینمش! اما حالا چیزی پیدا کرده ام که نمیبینمش اما دوستش دارم... "حس خاکی" به قول معروف مشکلات که زیاد میشوند دل تودارتر میشود اگه حس وبلاگیت کم شده درکت میکنم یه جورایی هم دردیم... به ماهم سر بزن شاید حس خوبی برایت بودم!

گل یخ

[لبخند]سلام و درود بی کران بر شما و ایام به کام اولین روز هفته شما به خیر و نیکی [گل] امیدوارم شاد و سلامت و موفق باشید و تعطیلات خوش گذشته باشه [گل]

نسیم

ما هم مرض دیر آپی گرفتیم [افسوس]

گل یخ

[لبخند][گل] [رویا] [ابرو][سوال]

گل یخ

[ابرو]کجاااااااااااااااااااااااااااایی ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!