خیال تو

اول یادت میکنم

بعد می خوانمت

حالا وقتش است

یک لیوان آب
چند قرص
همه را چشم بسته سر می کشم
دمر می خوابم
هنوز هم چشمانم بسته است
توی دلم می شمرم
یک ..دو ..سه ...چهار ....
آخ
لبم را آرام گاز می گیرم
بوی الکل تمام فضای ذهنم را پر می کند
همه جا تاریک است
صدایی مدام در درونم می گوید :
چشمهایت را ببند.
باز نکن
به هیچ چیز فکر نکن
آرام باش.
حس می کنم دستی آرام آرام روی موهایم می لغزد
پر می شوم از یک حس ِ غریب
پلک هایم می جنبد
: باز نکن
خوبه ..خوبه ...
با خودم می گویم اینبار خواب نیست
آه ..
پس هستی
...
می خواهم حرف بزنم
آرام لبانم را می گشایم
: دلم می خواهد راه برویم
در دل ِ یک طبیعت بکر
جایی پر از برف شاید
من بدوم
و رد پاهایم
از تو دور شوند
تو دستهایت را باز کنی
و من باز هم بدوم
و آغوش گرمت
پناهم دهد ...
 سکوت ...
دلم نمی خواهد چشمانم را باز کنم
تلاش می کنم بخوابم
نوازش گرم دست خیالی ِ تو
و
لالایی سرد برف
برای آسوده خوابیدن کافیست
شب بخیر آسمان من ،

کاش که دیگر بیدار نشوم

کاش کسی به دادم نرسد

------------------------

کاش سالها پیش جراتش را داشتم ،این روزها حتی می ترسم که فکرش را بکنم

/ 33 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

[گل]

بهناز

چطورین داداش جون؟[گل][لبخند]

vaji

ooni keh gofti, shahamti mikhaad keh man ham nadaram omidvaram keh khoob bashi

ویونا

[نیشخند] دیگه خوب شدی بابام جان پست بعدی رو بگذار ماااااااااااااااااااااااامااااااااااااان ...........

نــــاهيد

ســــلام[گل] ممــــنونم از لطف و نظرتون[لبخند] سلامت باشين ايشالله..[گل]

نــــاهيد

-------------------------------------------------------------------------------- من ساده‌ام و معصوم و الفبای عشق‌ام محدود به چند حرف ساده است تا با آن‌ها بتوانم بگویم «دوستش دارم» همین!

نــــاهيد

[گل][گل][لبخند][پلک] [گل][لبخند][پلک] [لبخند][پلک] [پلک]

صبا

سلام مرداب عزیز خوبی. نمیخوای بروز کنی؟؟؟ کجائی؟ .................[گل]