رویای مه زده

برخواستم

از سجده بهشت 

تجربه شیرینی است بهشت

خودش بود با حوریان و پریانی که ازنور ستاره پاک تر

تکیه بر جنگل پشت سر
 روبروی دریا 

نظاره گر روزهای پیش رو
 آنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا معلقم

حال دریا آرام و آبی 
 حال جنگل سبز سبز 
 من که رنگم را باران شسته 
 در چه حالی

بارانی....
کوچ مرغان 

خبر از حادثه تنهایی می گوید

موج......

میشوید ،خاطره ات

 حیف انسانم  

 تا همیشه تنها

وقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروز؟؟
من ولی در کار جان شستن
از غبار فردا هستم 
بر کاغذ ساحل 
با انگشتانم...
 من آن رویای بی پایان

را دوست میدارم 
من به چشمانم می گویم
 زندگی را میبینی
بگذار
این چنین باشم تا هستم

ته نویس::

روزهای خوبی بود برای فراموشی ،اگر خاطرات رهایم کنند

امید دارم

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
صبا

خاطرات همیشههههههه مث یه زنجیر به دست و پامون وصل.حتی اگه سعی هم کنیم نمیشه فراموش کنیم اسمش روشه دیگه خاطراتتتتتتتت.چه خوب چه بد فراموش نمیشه.هر جا بریم یه نشونی ازش داریم.با خاطرات زنده ایم ................................ خاطرمان باشد بیاد هم باشیم شاید سالهاااااا بعد در گذر جاده ها بیتفاوت از کنار هم بگذریم و بگوئیم آن غریبه چقد شبیه خاطراتم بود ..................... ..................... سلام مرداب عزیز[گل]

ساعت25

[لبخند] خاطرات رهایت نمیکنند خودت باید رهاشون کنی

ریحان

خاطره ها حیف که رهایمان کنند. بهتره که به جای فراموش کردن خاطره ها از اون ها به عنوان سرمشق خط بعدی زندگی استفاده کنیم.

گل یخ

[لبخند]سلام و درود بی کران بر شما و ایام به کام [گل] اول از همه ولادت جواد الائمه رو به شما که مجاور پدر عزیزشون هستید تبریک و تهنیت گفته و ازتون التماس دعای مخصوص دارم [گل] لطفا بخواهید دعوتم کنند [خجالت]

گل یخ

[پلک] و اما بهشت .... خدا رو شکر که دلتون در کنار دریا به رنگ زلالی اب و روحتون به سبزی جنگل شده و برگشتید [رویا][گل] امیدوارم این انرژی کسب شده در تمام لحظه ها همراهتون باشه و غرق در لذت اون روزها ادامه دهید ایام را [گل][بغل]