می شناسم

من ازعطش این شهر چیزی می بینم

غریبه ام ؟؟

نه  

من شهر را خوب بُلَدم

خیال می‌کنی دلم را،

نابُلَد بایدها به شهر آورده‌ام وُ به کاهدان زده‌ام؟

تو راستی راستی هنوز باورت می‌شود

که در خلوتِ خیابانِ این شهرِشلوغ

که عطرِ عابرانش بوی بن بست می‌دهد

هیچ نگاهی طعمِ دریا را به دهانم نمی‌ریزد،

دلم را گم می‌کنم؟

منی که دیوارهای این شهر را دریچه‌ام

پروانه‌هایش پیله

و نمازِ سحرگاهِ هر روزم را

به زبانِ زمین فریاد می‌دهم

تو فکر می‌کنی هنوز

دلم را ناشتای نوازش

و نابُلَد بایدها به شهر کوچ داده‌ام وُ

راز بیقراری قاصدک‌ها را

حالیم نیست؟

نه عزیز دلم!

من شهر را خوب بلدم

حتا تمام دنیایی را که تو امروز

به صفحه‌ی مانیتورت می‌بینی

من در چندین سال پیش در

عاشقانه هایم  فهمیدم

اما فقط می‌خواستم در کوله بار فردا و فرداهایم

بذری از اگر وُ … شاید وُ … نکاشته باشم

و گرنه

بلدٍ بایدهای شهر

عطشِ واژه‌هایم را

فرو نمی‌نشاند

من شهر را بلدم

-----------------------

نمی دانم وقت کوچ رسیده یا نه ولی هر بار که کوله بار می بندم بیشتر گرفتارش می شوم

لعنت به خاطراتی که رهایت نمی کنند

/ 38 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

[گل]

م.. سکوت

.. به یک شعر ٍ نــانوشته می مانــَ م بیــــــــآ و مــَرا بــــ خوان .! [گل]

ویونا

سلام داداشی استاد موضوع انشا باز دادی[چشمک] مرسی خوبم

گل یخ

[لبخند]سلام و صبح اولین روز از آخرین هفته ی سال 89 بر شما به خیر و نیکی [گل] انشاالله موفق و شاد و سلامت به سال جدید گام بگذارید [گل] نرم نرمک می رسد اینک بهار ... خوش به حال روزگار ... [گل][گل][گل][گل][گل] خونه تکونی دل رو هم فراموش نکنیم ... چیزی به تیک تیک پایان سال و بمب تحویلش به سال جدید نمونده[گل][لبخند]

ویونا

درود خوبم می بینی چه شد داداشی بگذریم زندگی ست دیگر...

اسماءجووووون

سلام. چرا؟؟؟؟؟؟[ناراحت] میشه یه بار دیگه امتحان کنی؟؟؟[سوال] [گل]

بهناز

سلام داداش جونم من خوبم ولی انگار حال تو زیاد خوب نیست واقعا لعنت که هیچ وقت از ذهن ادم پاک نمیشننن[ناراحت][گل]

SAhar

سلام سال نو مبارک... جمله ای که آخر ÷ستت نوشتی خیلی قشنگه..