غربت

وقتی فریاد سکوت میشود
تا انتهای راه چیزی نمانده

غربت یعنی صندلی خالی تو

وقتی زمینم وارونه می چرخد .

آنجا که منم

نه ابتدای خلقت است

و نه انتهای آفرینش .

آنجا

صفرترین نقطه دنیاست

شرمناک ترین بی پناهی انسان .

آنجا

ناگهان ترین بغض تاریخ است .

غربت

نبودن تو نیست

نزدیک ترین ساحل دور افتاده ایست

که گاهی در چشمان تو جا می ماند .

 در آغوش تو گاهی حتی غریب بوده ام .

غریب که باشی می دانی

تنگ ترین جای جهان

دل من است .
ته نویس ::
جز دلتنگی چیزی ندارم (وقتی هست باز هم دلتنگم)

/ 3 نظر / 27 بازدید
گمنام

غربت یعنی صندلی خالی تو وقتی زمینم وارونه می چرخد . منظور از زمینم زمین هم بوده یا زمین من؟

کازیوه

سلام شعر قشنگی بود اینارو خودت مینویسی؟

آه شب

از پهن شدن روی بند خاطرات بیزارم...