من و سکوت و عاشقی

سکوت

اشک

وباز هم سکوت

سکوتم ،
بهانه اشک هایت
دلم میگیرد

برای دوست داشتن های بی دلیلت
برای تمام دغدغه هایت
در لحظه سکوت

شرمندگی

هنوز دلیلی ندارم
برای سکوت

لال میشوم ،

زندگی که سخت میشود.

عادت کرده ام ،
برای خودم نه

بخاطر دیگران ،
مبادا
اشکی
فریادی

همه فریادند و من سکوت
تحمل میکنی
عشق شاید
تحمل باشد

عشق را معنا کردی
در صبوری هایت
در نوازش هایت

ومن اینجا در نهایت دوست داشتن
فریاد میزنم
دوستت دام

ته نویس:
یه وقتهایی باید بگی منو ببخش ،ممنونم که می بخشی .هستی ،همراهی، عشقی

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنمکده

درود مرا دراین جا بخوانید کسي که پنجره را آفريد عاشق بود کسي که جامه ي گل را دريد عاشق بود شما که همدم آیینه اید معشوقید و او که رنگ خودش را ندید عاشق بود * دوست دارم که جام بر دارم و به سمت تو گام بر دارم

ساعت25

عشق خوبه شيرينه به دل هميشه ميشينه :)

آه شب

سلام بسیااااار عالی و زیباااااا دعوتید به آه شب[گل]

سعیده عباسی

سلام دوست عزیز با دلنوشته ی جدیدم به روزم ... موفق باشی ...[گل]

کازیوه

خدایا کمک کن دیرتر برجم زودتر ببخشم کمتر قضاوت کنم و بیشتر فرصت دهم...

SiNA Hp

کفشهایت نت می نویسند ، روی خطوط لال پیاده رو ، با سکوتی بین هر گام که زمین را نگران می کند تمام خیابان انگشت به دهان ایستاده اند ، حتی گنجشک ها میخکوب می شوند ، وقتی که سمفونی عبور تو جاریست [گل][گل][گل]

گل یخ

[پلک][گل]