برای باقی روزهای مانده به انتها

و چنان عشق

در من حلول میکند

که نهایت تمام

دوست داشتن ها را

در چشمانم

خواهی دید

می بینی

از ورای 

همه بوسه هایم

عشقی را

که به تو تقدیم میکنم

اینگونه ...

شاید برای روزهای

مانده به انتها

جایی داشته باشیم

در اغوش هم

در مهربانی هایمان

در دوست داشتن هایمان

چگونه است که دلم میلرزد از

تمام خوابی هایی که بی تو میبینم

من برای داشتنت

خاطراتم را کشتم

 دفن کردم

در زیر هزاران خروار

حادثه ناگوار

من دوستت دارم

برای باقی روزهای مانده به انتها

ته نویس :

یه وقتهایی همینجوری کلمات پشت هم قطار میشن ،و یکهو میبینی شده همه احساست

/ 25 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کازیوه

سلام بعد مدتها سر نزدن به وان دنیای خیالی و مجازی وقتی میایی و میبینی که خیلی ها هنوز وبتو فراموش نکردن اون وقته که یه لبخند گوشه لبت به پاس مهربونیاشون نقش میبنده ممنون که در نبودم بازم به وبم سر زدی آپت هم مثل همیشه قشنگ بود من برای داشتنت خاطراتم را کشتم دفن کردم در زیر هزاران خروار حادثه ناگوار

گمنام

امید که در روزهای مانده به انتها حادثه های ناگوار دور بشن ازت. قطار قشنگیه.

آه شب

آدم چیست؟ آه و دم آه از دمی که این همه ساعت طول می کشد ... سلاااام زیبا بود وزیباااا[گل]

گمنام

در آستانه دومین ماه از تاریخ آخرین پست. شاید بهتر باشه یه بار دیگه شروع کنی به چیدن زیبای کلمات در کنار هم.

گل یخ

[پلک][گل]

پریسا

سلام و میبینی که با تمام قدرتش میزنه تو صورت احساساتت....... خوشحال میشم یه سری هم به من بزنی[قلب]

گل یخ

[لبخند]با عرض ادب و احترام با گمنام موافقم [مغرور][گل]

پریسا

یه وقتهایی همین جوری قطار می شند و درسته... میشن همه ی احساست... کجایید؟! دل تنگ عاشقانه های مرداب شدم گفتم حتما پست جدیدی هست بنویسید از نغمه ی دلنشین عشقتان! :)