خواب نیست

بازی در اوردی

همان همیشگی

میروی و من دنبالت حیران

می خوانمت از وجود و تو ....

سایه سایه در التماس

بی هیچ فرازی از قلبت

باورهای بیهوده

لبخند های سرکش و طغیانی

بازی درآوردی............!!!

شکوه ثانیه های از نو رسیده

تبلور  هیچ کلامی را از تو

نمی آورد

عذاب این خاطرات

سردی دستهایت را خوب می فهمد

به مژگانت سنجاق هم بزنی  ستاره ها را  

همان شب بی ستاره ای

تاریک و مطلق

پر از وسوسه های بی پیرایه وبی پروا

خوابم را کسی تفسیر نکند

من ازهوای شب هر شب بیدارم و منتظر

ته نویس::

بماند که حالم خوب است یا  بد ولی اطرافیانم کلا این روزها زیاد خاطره نمی سازند

 

 

/ 39 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنمکده

مردم با ستار زندگی می بخشندو تو با سی مژه به یک پلک نابود می کنی

گل یخ

[لبخند]سلام و صبح زیبای بهاری شما به خیر و خوبی [گل] انشاالله هفته ای توام با شادی و سلامتی و خیر داشته باشید [گل]

ویونا

درود خان داداشمی مرسی که هستی. خوبی؟

سارا آرامش

خاطره هایم را باد با خود برد به دور دست ها که دوسشان دارم.

بهناز

سلام داداش جونممممممممم مرسییی بد نیست شکر [گل]تو خوبی؟[گل]

نــــاهيد

عشق یعنی بتوان مهمان کرد دیگری را به دلت عشق یعنی بتوان مهمان شد دیگری را به دلش عشق یعنی نتوان تنها بود...! [گل]

ویونا

یه پست دیگه نبود اینجا؟ خوب حتما خواب دیدم! خوبم دیگه چرا می زنی؟داداچمی

نسیم

هستم...[گل]

mojesoda

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند

.....

ohom shoma kheyli khob minevisi[دست]