توهمات یلدایی

باز دلتنگی
یلدا که میشود

غم من
ثانیه ای زودتر از همیشه
مرا درآغوش میکشد
عاشقانه ای ندارد

دلتنگیانه هایش هم
از بغضی ست که
در قدم هایم خلاصه میشود
چه میشود کرد
فریاد ، سکوت ، دیوانگی ..........

راه ندارد

سر که باز میکند
فواره می کشد
سست میشوم

دلم میگیرد از
این همه غرور
سال ها
کسی اجازه ورود نداشت

روزی از فراز
جنگل تنهایی
از پشت خوشه های خشم
واز غروب احساسم
مسافری رسید
برای شمارش نفس هایم
چه میشود کرد
عاشق شدم
اما
یلدا می آید 
و من باز دلتنگم
زمان بی معنی ست
سکوت خالی تر از همیشه
واین نبض من است که گاهی
متلاطم می شود
هجوم این همه دلتنگی
خدا میداند از کجاست

یلدا می آید
ومن باز دلتنگم
 از عشق نمیگویم
که زندگی ایم را رنگی کرده
نفس هایم را همراه شده
و قدم هایم را می شمارد
برای رسیدن

قصه دلتنگی ست
ولی راوی هم نمیداند از کجا شروع شده

ته نویس::
یه توهم زدگی قبل شروع زمستون بود ،زیاد جدی نگیرید

/ 7 نظر / 37 بازدید
کازیوه

سلام من اوووووووووووووووووووومدم هی پسر یلدات مبارک انقدرم غمگین ننویس مثلا داریم به شب چله نزدیک میشیم هاااااااااا و امیدوارم لبخند چله نشین خونه لبت باشه به منم سر بزنی روحمو شاد میکنی [نیشخند] موفق باشی[گل]

کازیوه

تنهایی دوستی هست که هیچ وقت خیانت نمی کند..

سینا

روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد مرد نماز را شکست و گفت : مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم ، تو چگونه این رشته را بریدی مجنون لبخندی زد گفت : من عاشق دختری هستم تو را ندیدم ، تو عاشق خدایی و مرا دیدی ؟ سلام دوست عزیز... من یه سایت افتتاح کردم به آدرس زیر... ممنون میشم بیای و اگه دوست داشتی برای حمایت مارو لینک کنی[گل] http://fashionstar1.ir/

کازیوه

سلام چرا آپ نیستی؟ منتظر حضور گرمت توی وبلاگم هستم [گل]

کازیوه

خیلی خوشحال شدم که اومدی به وبم[نیشخند]

زادچهر

درود فراوان بزرگوار برای دیدن نگاره های دژ هزار در واقع در ایلام دعوتید به وبلاگ تاریخ و دانستنی های ناب ایرانمان سرافرازم کنید.[گل]