حس غریبی است

بی قرار

ترس نه !

هیجان منفی بهتر است

می لغزد به نرمی ابریشم بر روحت

شبنم وار است در مه

می نشیند به نرمی

بی وزن وبی صدا

می ریزد دلت

ناگهان.......

سقوط است از اوج

شاید هم تعالی است برای روح و

جسم طاقتش را ندارد

تنهایی را ....

همچون بودایی مقدس  برای کاهنی نشسته بر سیر سلوک

می پرستی

نفسهای گرمش را ,

گرمی دستانش را,

دلت تنگ می شود برای چشمانش

زیباست ،شیرین است ، درد ناک است .......

می سوزاند بی شعله و نور

می ماند دوری اش به ستاره ها

زیبا و دست نیافتنی

آری ....عاشق شده ای

ترس رسوایی، خواهش های نفسانی، تفاوتهای انسانی...

ورود ممنوع های عاشقیست

نترس ......

این روزها همه دچارند

ما هم که بین آفریده های خدا

زمین و آسمان

معلق ....!!!؟؟؟

ته نویس1::

حتما عاشق شده ای ,می دانی چی گفتم .....

گفتم شما باور نکن

ته نویس2::

زیبایی اش همین است که هر کس که رد میشود تلنگری می زند و نمی داند چینی نازک تنهاییمان بدجوری شکسته است این روزها , بزن طاقت دلم زیاد شده خوشحال می شود که تو هم نوازشش می کنی ...............

ته نویس3::

بفهم من معلقم ,بین بودن و نبودن بین خواستن ونخواستن بین گفتن ونگفتن بین عهدی که با عقل بستم, بفهم تو دیگرا چرا ....

/ 37 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارام

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تمرین میکنم...

ارام

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تمرین میکنم...

گل یخ

[پلک]سلام و خدا قوت حوصله کن ... خواهد فهمید فقط صبور باش با دلت و بگذار عهد بشکند ... [گل]

مرتضی

با اجازه لینکتون کردم.

ارام

سلام مرداب عزیز [گل]

سورنا

سیل بنیان کن تو، سقف مرا آوار کرد ترس در خود گم شدن، فاصله را بیدار کرد رستن واژه تو ،من را ز ما ترجیح داد فاصله از پی خود، فاصله را تکرار کرد[گل]

گل یخ

[پلک][گل]

آه شب

بزرگترین افسوس آدم زمانی است که میخواهد اما نمی تواندوبه یاد می آوردزمانی را که میتوانست اما نخواست... سلام همراه قدیمی ... چه خوب اینجا هنوز تازه است ...

حسین

[گل]سلام وبلاگ زیبایی دارید... اگر با تبادل لینک موافق هستید خبرم کنید با تشکر