نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸٧/٥/۸ توسط مرداب

سکوتم را از صدای تنهاییم بدان
نمی خوانم و نمی گویم
چون درونم هیچ بوده
و تو آمدی
برایم قصه هایی از عشق سراییدی
و به من قصه باران آموختی
میدانی قصه باران

قصه شستن غم هاست
و درون انسانها پر از غم و تنهاییست
و نگاهم به باران تو افتاد
و ناگهان تمام تنهاییم را فراموش کردم

 


.: Weblog Themes By Blog Skin :.