نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸٧/٤/۸ توسط مرداب

امشبم مثل هر شبم طولانی شده
سایه سیاهی سنگین شبانگاهان
چون هر شب بدون مهتاب من
گمشده پلیدیهای بی نور است
امشبم مثل هر شبم بیدارم
و به انتظار سپیده دمان
و طلوع آفتاب امیدها
غرق در سیاهی و تاریکی شب
با امید نامیدم به انتظار نور امید نشسته ام
و امشبم باز مثل هر شبم
پیش از طلوع از گمراهی و خستگی انتظاری طولانی
به خوابی آرام آغوش خواهم گشود.


.: Weblog Themes By Blog Skin :.