نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱٠/۱۱ توسط مرداب

مونده بودم از چی بگمسوال !!!  از اینکه یه دوست صمیمی  در حقت نامردی میکنه،از اینکه یه همکار  زیر آبت رو بزنه تو محل کار،یا از لطفی و مهربانی یه غریبه  یا بخشش یه دشمن قدیمی ..........

دیگه حوصله هیچ کدوم  رو ندارم، بهتره از خودم بگم  دیشب یه سال دیگه از عمرم تموم شد،وقتی با خودم فکر می کردم تا به بینم پارسال همین موقع چه حال و روزی داشتم هیچی به ذهنم نیومد ولی یه سری  قول و تصمیم گرفتم که خوب یادم مونده البته ما ایرانی ها از این قول وتصمیم ها زیاد میگیریم که بهش عمل نمی کنیم ، ولی فکر کنم ۳۰ درصد اونها رو تونستم انجام بدهم واین برای خودم یه رکورد.....

واما امسال فقط یه تصمیم گرفتم اونم سعی کنم کسی از دستم ناراحت نشه به نظر سخت میاد ولی دوست دارم سعی خودم رو بکنم

--------------------------------------------------------------------

نیلوفر آبی مرداب هم امروز یه گل زیبای مردابی بهم هدیه داد وسنجاقک هم یه بوس کوچولوقلب

--------------------------------------------------------------------

سال نو میلادی مبارک


.: Weblog Themes By Blog Skin :.